مقارن است. امپراتوري مغول جنبهٴ فراقومي و جهان وطني داشت و نسبت به بيگانگان و شيوههاي بيگانه بسيار بردبار بود. گواه آن گزارشهاي جهانگردان مسيحي است، كه با ماركوپولو آغاز ميشود؛ از سوي ديگر، اين سلسله در نزد چينيان هرگز محبوبيتي نيافت. نخستين فرمانرواي اين سلسله، يعني قوبيلاي قاآن (سيزدهم - 2) بزرگترين فرمانروايان بود. دومين امپراتوري كه براي ما حايز اهميت است آيولي پالپاتاست، گرچه در مقايسه با قوبيلاي بسيار فروتر بود. وي با نام جن تسونگ تقديس شد و از سال 1311 تا هنگام مرگش در 1320 حكم راند. جن تسونگ مرد باسوادي بود. او فرهنگستان سلطنتي چين را بنياد نهاد و از دين بودا هواداري كرد.
در اين اثنا ژاپن از نظر فرهنگي يكسره از چين و كره استقلال مييافت، يا لااقل در اين راه ميكوشيد. ادبا زبان ژاپني را (به جاي چيني) بيشتر مورد استفاده قرار ميدادند؛ آيين ذن بودايي در تركيب با اساطير شينتو به صورت دين محبوب سربازان فاقد مرام و مسلك درآمد. در اثناي دورهٴ موسوم به كاماكورا (1185 - 1333) دولت نظامي مستقر در كاماكورا (در ساگامي، توكائيدو) خيلي مهمتر از دربار امپراتوري كيوتو (در ياماشيرو، كينائي) شد.
دولت نظامي تا سال 1219 در دست خاندان ميناموتو باقي ماند؛ ميناموتو يوريتومو نخستين شوگون1 اين طايفه در سال 1199 درگذشت؛ در سال 1219 قدرت به دست خاندان هوجو افتاد، كه رييس آن نايب شوگون كاماكورا بود. فرمانروايي هوجو تا سال1333 دوام يافت و توانست حملات مغول را در سال 1274 و 1281 با بهاي خانمانسوزي دفع كند.
قدرت امپراتور در سال 1331 بهوسيلهٴ گو- دائيگو- تنو (امپراتور 1319 - 1338) احيا شد.
در سال 1336 عصر موسوم به آشيكاگا (يا موروماچي) آغاز شد، كه تا 1568 دوام يافت؛ جنگهاي داخلي در سدهٴ چهاردهم ادامه داشت؛ بيرحميهاي نظامي به طرز غريبي با مذاهب بودايي ذن و آميدايي درآميخته بود.
همانطور كه مغولان از ژاپن رانده شده بودند، فرمانروايان ماجهپاهيت آنان را از جاوه بيرون كردند؛ فرمانروايان ماجهپاهيت در سدهٴ چهاردهم در مالايا يك امپراتوري پديد آوردند كه جاوه، برنئو، سوماترا، بخشهايي از شبهجزيرهٴ مالايا و جزاير فيليپين را شامل ميشد.
پايتخت آن از سال 1294 تا 1400 در نزديكي موجوكِرتو (در سوراباجه، جاوه) قرار داشت.
فرهنگ آن هندي و دينش بودايي بود. آثار باستاني فراواني در موزهٴ موجوكِرتو گردآوري شده